محمد تقي جعفري

199

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

وطن و منشأ اولى و وسيلهء ادامهء حيات بوده است ، يك بار ديگر حب الوطن مىتواند مطلوب بلكه ضرورت داشته باشد و آن اينست كه موقعى كه اقوياى جوامع بخواهند با تلقينات جهان وطنى و شعارهاى آراستهء ايده‌هاى جهانى ضعفا را پايمال كنند . در اين موارد تلقينات و شعارهاى آراسته مانند دانه پاشيدن صيادان زبردست است كه مىخواهند بينوايان را از آشيانهء خود بيرون كشيده و طعمهء خود بسازند . در اين مواقع حب الوطن مساوى حب ذات مىگردد كه كوچكترين فريب خوردن به نابودى حيات آدمى منجر خواهد گشت . تبهكارترين مردم در اين گونه موارد كسانى هستند كه نقش دلالى زندگى و مرگ انسانها را بدست گرفته با سخنان و شعارهاى فريبنده انسانهايى را تسليم ضد انسانها مىنمايند . روى اين محاسبهء واقعى است كه ملل ناتوان تاكنون در بارهء دعاوى جهانى بودن انسانيت و شئون آن بوسيلهء ملل قوى بدبين بوده و خود ملل قوى نيز اطمينانى به آن دعاوى در ميان خود نداشته‌اند . نتيجهء كلى اين مبحث اينست كه « حب الوطن من الايمان » ( 1 ) از دو نظر كاملا طبيعى و منطقى است : 1 - نظرگاه طبيعى ، چنان كه بطور اختصار اشاره كرديم : وطن و حساسيت مخصوص در بارهء آن و هر موضوعى كه حيات آدمى با آن انسى دارد ، پديده ايست كاملا طبيعى . 2 - نظرگاه منطقى ، حب الوطن از اين ديدگاه چنان كه گفتيم : مساوى حب ذات و دفاع از زندگى و مبارزه با مرگ است . چون وطن دوستى معلول حب ذات است لذا محبت به وطن قابل شدت و ضعف و در معرض هستى و نيستى است در مطالب گذشته اشاره كرديم كه وطن دوستى يكى از فروع خود

--> ( 1 ) سفينة البحار - مرحوم محدث قمى ج 2 ص 668 نقل از كتاب املالامل شيخ حر عاملى